الشيخ رسول جعفريان

648

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

آنها سوره‌اى نازل شود و از آنچه در دل نهفته‌اند با خبرشان سازد . بگو مسخره كنيد كه خدا آنچه را از آن مىترسيد آشكار خواهد ساخت . اگر از آنها بپرسى كه چه مىكرديد ؟ مىگويند : ما با هم حرف مىزديم و بازى مىكرديم . بگو : آيا خدا و آيات او و پيامبرش را مسخره مىكرديد ؟ . . . مردان منافق و زنان منافق همه همانند يكديگرند ، به كارهاى زشت فرمان مىدهند و از كارهاى نيك جلو مىگيرند و مشت خود را از انفاق در راه خدا مىبندند . خدا را فراموش كرده‌اند و خدا نيز ايشان را فراموش كرده است ، زيرا منافقان نافرمانند » . منافقان كسانى را كه انفاق مىكردند به تمسخر مىگرفتند . « 1 » لذا خداوند مىفرمايد كه حتى اگر رسول خدا هفتاد بار براى آنان استغفار كند ، او آنان را نخواهد آمرزيد . در آيهء هشتاد و يكم بار ديگر به كسانى كه از جنگ تبوك تخلف كرده‌اند پرداخته و به يكى از بهانه‌هاى آنان كه گرمى هوا بوده اشارت رفته است : « آنان كه در خانه نشسته‌اند و از همراهى با رسول خدا تخلف ورزيده‌اند ، خوشحالند . جهاد با مال و جان خويش را در راه خدا ، ناخوش شمردند و گفتند : در هواى گرم به جنگ نرويد . و اگر مىفهمند بگو : گرماى آتش جهنّم بيشتر است . به سزاى اعمالى كه انجام داده‌اند بايد كه اندك بخندند و فراوان بگريند » . آنگاه در آيهء 82 مىفرمايد : « چون بميرند ، بر هيچ يك از آنان نماز مكن و بر قبرشان مايست . اينان به خدا و رسولش كافر شده‌اند و نافرمان مرده‌اند . چون سوره‌اى نازل شد كه به خدا ايمان بياوريد و با پيامبرش به جنگ برويد ، توانگرانشان از تو رخصت خواستند و گفتند : ما را بگذار ، تا با آنهايى كه در خانه نشينند در خانه بنشينيم . بدان راضى شده‌اند كه قرين خانه نشينان باشند ، بردلهايشان مُهر نهاده شد ، و نمىفهمند . . . گروهى از عربهاى باديه نشين آمدند و عذر آوردند تا آنها را رخصت دهند كه به جنگ نروند و آنهايى كه به خدا و پيامبرش دروغ گفته بودند ، در خانه نشستند ، زودا كه به كافرانشان عذابى دردآور خواهد رسيد . » كسانى مجاز به ماندن بودند ، اينان عبارت بودند از ناتوانان ، مريضان و نيز كسانى كه نمىتوانستند هزينهء سفر خويش را تأمين كنند . گروهى از اين افراد ، از اين كه توان رفتن نداشتند به شدت ناراحت بودند . خداوند در آيهء 92 توبه ، دربارهء ايشان مىفرمايد : « و نيز آنان كه نزد تو آمدند تا ساز و برگ نبردشان دهى ، و تو گفتى كه سازو برگى ندارم ، و آنها براى خرج كردن هيچ نيافتند و اشك ريزان و محزون بازگشتند ، گناهى نيست . خشم و عذاب خدا بر كسانى است كه در عين توانگرى از تو رخصت مىخواهند و بدان

--> ( 1 ) . توبه ، 79